معشوق من
معشوق من هم چون طبیعت
مفهوم ناگزیر صریحی دارد
او با شکست من قانون صادقانه قدرت را تایید می کند...
او در فضای خود
چون بوی کودکی
پیوسته خاطرات معصومی را بیدار می کند.
او مثل یک سرود خوش عامیانه است.
سرشار از خشونت و عریانی....
معشوق من
انسان ساده ایست .
انسان ساده ای که من او را
در سرزمین شرم عجایب
چون آخرین نشانه ی یک مذهب شگفت
در لابلای بوته هایم پنهان نموده ام.

"فروغ"
