می خواهم تو را اهلی کنم.
متولد شدنش را لمس می کنم...از گذشته های دور آمده اما اکنون!
نمی دانم چیست یا ... !
کسی ، چیزی ، لحظه ای ، نگاهی ، بوسه ای یا عشقی ...
معنای زندگی من تولد توست .
تویی که زاییده ی ثانیه هایی و بارها و بارها میمیری و متولد میشوی .
اما با همه ی بی جانی ات جانم ببخش ...
کاش همه ی آرزو ها فرصت پیوستن به حقیقت را داشتند اما حیف !
به قول مرحوم پرویز شاپور : آنقدر آرزو برای به گور بردن داریم
که برای جسممان جایی باقی نمی ماند !
میخواهم تو را اهلی کنم.
